نسبي گرايي اخلاقي از مهم ترين مباحث فلسفه اخلاق است که پذيرش يا رد آن نتايج فردي و اجتماعي فراواني دارد. مهم ترين پرسشي كه در اين رابطه وجود دارد اين است كه : آيا ارزش هاي اخلاقي اموري ثابت و هميشگي اند يا اينكه برحسب عوامل اجتماعي، روانشناختي و غيره تغيير پذيرند؟ نسبيت اخلاقي به اين معنا است که هيچ يک از ارزش ها و اصول و احکام اخلاقي ثابت نيستند و همواره به اختلاف زمان و مکان و نسبت به افراد يا توافق جوامع تغيير پذيرند.بنابراين نسبى گرايان اخلاقي معتقدند كه هيچ حكم اخلاقي ثابت و تغييرناپذيري وجود ندارد و از اين جهت وابسته به ميل و سليقه افراد يا قراردادهاى خود آنها است.
يكي از ادله نسبي گرايان اخلاقي تمسك به اختلاف ارزش هاي اخلاقي افراد و جوامع مختلف است؛ مثلا در جوامعي اجساد مردگان را مي سوزانند و آن را کار خوبي مي دانند ولي برخي جوامع اين نوع رفتار با اجساد مردگان را بسيار بد و نادرست مي دانند. نسبي گرايان اين تنوع موجود در ارزش هاي خوب و بد جوامع را دليل بر نسبي بودن احكام اخلاقي مي دانند و معتقدند كه خوبي و بدي و درستي و نادرستي و بايدها و نبايدهاي اخلاقي تماما به سليقه هاي فردي و گروهي وابسته است و هيچ بنيان واقعي و ثابتي ندارد. يكي ديگر از ادله نسبي گرايان اخلاقي اين است كه : گزاره هاي اخلاقي از نوع گزاره هاي انشايي اند كه در اين صورت هيچ خبري از واقعيتي نمي دهند و تنها بيانگر خواست افراد و گروه هاي جوامع مختلف هستند. اين که چيزي خوب يا بد به حساب مي آيد تنها بستگي به نوع نگرش ها، اميال و احساسات و سلايق شخصي يا گروهي دارد. در اين صورت خوبي و بدي و بايد و نبايد اخلاقي اموري ذهني، احساسي و شخصي يا قرار دادي است و از اين جهت کاملا اموري نسبي مي باشند.
نسبت گرايي داراي انواعي است که عبارتند از: نسبيت توصيفي، هنجاري و معرفت شناختي.نسبيت توصيفى، به اين معنا است كه آشنايى با اخلاقيات جوامع مختلف، نشان مى دهد كه همگان داراى ارزش هاى اخلاقى يكسانى نيستند، بلكه هر جامعه ارزش هاى اخلاقى خاصي دارند که ممکن است با هم در تضاد و تعارض هم باشند. البته با اين توضيح که اين اختلافات اخلاقى، سطحى و قابل حل نيستند، بلكه بنيادى و غير قابل حلند. نسبيت گرايي هنجاري يك حكم هنجارى ارائه مى دهد و به افراد و جوامع مى گويد نبايد بر رعايت اصول ثابت اخلاقى پافشارى كرده و بايد ارزش هاى اخلاقى مورد پذيرش ديگران را بر اساس معيارهاى مقبول خودشان ارزش گذارى كرد. نسبيت معرفت شناختي بر اين تاکيد دارد که تنها يك نوع نظام اخلاقى معتبر وجود ندارد و مي توان از نظام هاي معتبر اخلاقي متعددي سخن گفت. حتي در ميان احكام يا نظام هاى اخلاقى متضاد و متعارض، ممكن است چند تا از آنها درست باشند. اين گونه نيست كه تنها يك نوع حكم و يا يك نظام خاص اخلاقى، از نظر عقلى موجه و معتبر باشد.
مخالفان نظريه نسبيت گرايي اخلاقي چنين پاسخ مي دهند که اولا همه جوامع مختلف در همه ارزش هاي اخلاقي با هم اختلاف ندارند و مي توان از جوامعي نام برد که همگي به خوبي عدالت و بدي ظلم اعتراف دارند هرچندکه ممکن است در مصاديق آن اختلاف داشته باشند. علاوه بر اين که اين اختلافات جوامع مختلف بنيادين نمي باشد و حتي در صورت اختلاف بنيادين هم نمي تواند منطقا بر درستي و حقانيت همه آن ها دلالت داشته باشد. از طرف ديگر مخالفان نسبيت معتقدند که احکام اخلاقي بر خلاف ظاهر انشايي شان، در حقيقت از سنخ جملات خبري بوده و از واقعيت عيني خبر مي دهند و لذا تابع احساسات و سلايق شخصي و گروهي نيستند.